سایت دانلود پایان نامه های رشته مدیریت

عنوان کامل پایان نامه :

 مطالعه ارتباط هوش عاطفی مدیران با فرهنگ سازمانی یادگیرنده دراداره کل پست استان آذربایجان شرقی

قسمتی از متن پایان نامه :

مفاهیم اساسی هوش عاطفی از دیدگاه مایر و سالووی

اصطلاح هوش عاطفی برای اولین بار از سوی سالووی و مایر در سال 1990 بعنوان شکلی از هوش اجتماعی مطرح گردید. الگوی اولیه آنها از هوش عاطفی شامل سه حیطه یا گستره از توانایی ها می گردید.

1- ارزیابی و ابراز هیجان : ارزیابی و اظهار هیجان در خود توسط دو بعد کلامی و غیر کلامی، همچنین ارزیابی هیجان در دیگران توسط ابعاد فرعی ادراک غیر کلامی و همدلی مشخص می گردد.

2- تنظیم هیجان در خود و دیگران : تنظیم هیجان در خود به این معناست که فرد تجربه فراخلقی، کنترل، ارزیابی و اقدام به خلق خود را دارد و تنظیم هیجان در دیگران به این معناست که فرد تعامل مؤثری با سایرین (برای مثال آرام کردن هیجانی که در دیگران درمانده کننده هستند) دارد.

3- بهره گیری از هیجان : بهره گیری از اطلاعات هیجانی در تفکر، اقدام، مساله گشایی می باشد.

مایر و سالووی (1997) تعریف اولیه شان را از هوش عاطفی با ایجاد یک مدل چهار شاخه ای از هوش عاطفی توسعه دادند .

این مدل هوش عاطفی را بصورت عملیاتی در دو سیستم شناختی و هیجانی مطالعه می کند. اما با این تفاصیل مدل مورد نظر از چهار شاخه یا مؤلفه تشکیل می گردد.

توصیف این مدل چهار شاخه ای در شکل 2-3 نشان داده شده می باشد، که چهار شاخه و متعاقباً مراحل پردازش هیجانی مرتبط با هر شاخه را مشخص کرده می باشد.

عواطف به صورت نشانه های

محسوس وارد سیستم شناخت شده

و سپس روی شناخت تاثیر می گذارند.

شکل شماره 2-3. مدل هوش عاطفی مایر و سالووی (1997)

 

 

الف) برداشت و اظهار عاطفی1 : به توانایی شناخت دقیق و درست هیجانات در خود و دیگران و تمیز قائل شدن ابراز هیجانات واقعی از هیجانات نادرست و غیر واقعی (ریاکارانه ) تصریح دارد. یک فرد بالغ قادر خواهد بود نه تنها احساسات درونی خود، بلکه احساسات دیگران را نیز تشخیص دهد، احساساتش را و هر آن چیز که از نیازهایی که حول و حوش این احساسات می گردد را اظهار کند و آخر از همه اینکه ، او نسبت به اظهار احساسات مصنوعی و دستکاری شده حساس می باشد، یعنی می تواند ابراز هیجانات واقعی را از غیر واقعی تشخیص دهد. این شاخه از هوش عاطفی با ظرفیت و استعداد درک و اظهار احساسات طبیعی بشر شروع می گردد.هوش عاطفی بدون صلاحیت های موجود در این شاخه غیر ممکن می باشد. ادراک عواطف شامل توجه و رمزگشایی پیام های عاطفی، هنگامی که آنها در حالت هایی مثل حالت های صورت یا تن صدا پدیدار می گردد، می گردد. شخصی که یک ترس زود گذر را در چهره دیگران تشخیص می دهد بیشتر از کسی که این علامت را تشخیص نمی دهد، درمورد افکار و عواطف می فهمد.

ب) مدیریت و تنظیم عواطف : به توانایی تنظیم مؤثر وتعدیل شدت عواطف و مدیریت آن برخود و دیگران تصریح دارد. که این امکان را به فرد می دهد تا عواطف منفی، مضر و آسیب زا را به صورتی

 

1- Perception, and expression of emotion

سازگارو انطباقی تبدیل کند. عده ای اعتقاد دارند که هوش عاطفی راهی خواهد بود برای رها شدن از عواطف دردسر دهنده و پرزحمت یا شکاف های عاطفی در روابط انسانی و فراتر از آن عقیده دارند که عواطف را کنترل می کند. افراد یک دامنه وسیعی از تکنیک ها را برای تنظیم خلق و خویشان بکار می برند.

تایر، نیومن و مک لاین1 (1994) ، اعتقاد دارند که تمرین های فیزیکی، یکی از مؤثرترین استراتژی ها، برای تغییر خلق و خوی های بد  می باشند. دیگر استراتژی های تنظیم احساسات شامل گوش کردن موزیک و تعاملات اجتماعی می باشد.همچنین تفریح های دلپذیر (سرگرمی ها، کارهای ذوقی، شوخی، فعالیت های کاری، خرید، مطالعه و نویسندگی) نیز مؤثر می باشد.

بطور کلی موفق ترین روشهای تنظیم (کنترل) عواطف، شامل صرف انرژی تکنیک های مدیریت فعال احساسات مانند تمدد اعصاب، استراحت،مدیریت استرس، کوشش های شناختی و ورزش می باشد.

ج) فهم یا ادراک عاطفی2 : توانایی فهم عواطف و بهره گیری صریح و صادقانه، انعطاف پذیرو ابتکاری از عواطف، در جایگاه های اجتماعی می باشد که در جهت حفظ انگیزه های مثبت برای رسیدن به اهداف بکار می رود( مایرو دیگران، 2002).

توانایی درک عواطف پیچیده و آگاهی از علل آنها و چگونگی تغییر عواطف از یک حالت به حالت دیگر را درک عواطف می نامند. به کمک این آگاهی ها ما می توانیم بفهمیم که چه چیزی موجب برانگیختن یا عدم برانگیختگی افراد یا گروه ها می گردد و در نتیجه می توانیم همکاری بهتری را با دیگران برنامه ریزی کنیم (سیاروچی و همکارانش، 1383).

د) تسهیل تفکر بوسیله عاطفه(کاربرد هوش عاطفی)3 : توانایی یکی کردن و داخل کردن احساسات در تجزیه و تحلیل، استدلال، حل مسأله و تصمیم گیری. کاربرد عواطف یعنی توانایی بهره گیری از عواطف در جهت کمک به کسب نتایج مطلوب، حل مسائل و بهره گیری از فرصتها.( سیاروچی و همکارانش،1383).

 

سوالات یا اهداف این پایان نامه :

– اهداف پژوهش

1-5-1 اهداف کلی

هدف اصلی این پژوهش مطالعه ارتباط هوش عاطفی مدیران با فرهنگ سازمانی یادگیرنده در اداره کل پست استان آذربایجانشرقی می باشد.

1-5-2- اهداف فرعی

1-تعیین ارتباط خود آگاهی مدیران با فرهنگ سازمانی یادگیرنده در اداره کل پست استان آذربایجانشرقی.

2- تعیین ارتباط خود مدیریتی مدیران با فرهنگ سازمانی یاد گیرنده در اداره کل پست استان آذربایجانشرقی.

3- تعیین ارتباط آگاهی اجتماعی مدیران با فرهنگ سازمانی یاد گیرنده در اداره کل پست استان آذربایجانشرقی.

شما می توانید مطالب مشابه این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید

4- تعیین ارتباط مهارت های اجتماعی مدیران با فرهنگ سازمانی یادگیرنده در  اداره کل پست استان آذربایجانشرقی.