سایت دانلود پایان نامه های رشته مدیریت

عنوان کامل پایان نامه :

 مطالعه ارتباط هوش عاطفی مدیران با فرهنگ سازمانی یادگیرنده دراداره کل پست استان آذربایجان شرقی

قسمتی از متن پایان نامه :

هوش عاطفی و بهره هوشی

هوش عاطفی و بهره هوشی قابلیت های متضادی نیستند. بلکه بیشتر می توان چنین گفت که متمایزند. همه ما ترکیبی از هوش و عاطفه داریم. افرادی که دارای بهره هوشی بالا و هوش عاطفی بسیار ضعیف (یا بهره هوشی پایین و هوش عاطفی بالا) باشند علی رغم وجود نمونه نوعی نسبتاً نادرند. (دولویکس، هیگس1، 2000).

ریون بار- آن (1999) در پی یافتن پاسخی برای این سوال که چرا بعضی افراد نسبت به بعضی افراد دیگر در ابعاد مختلف زندگی موفق ترند، به تحقیقات بسیاری دست زده می باشد. این سوال لزوم مرور کلی عواملی که تصور می گردید جایگاه کلی را رقم می زنند و سلامت هیجانی را موجب می شوند، ایجاد می کند.

بار- آن دریافت که تنها کلید موفقیت و تنها عامل پیش بینی کننده ی آنها هوش عقلی نیست بلکه بایستی در جستجوی عاملی دیگر بود. بر اساس مطالعات دانیل گولمن در بهترین شرایط همبستگی اندکی (7 درصد) بین هوش عمومی و بعضی از ابعاد هوش عاطفی هست. به طوری که می توان ادعا نمود آنها اکثراً ماهیت مستقل دارند. وقتی افراد دارای بهره بالا در زندگی تقلا می کنند و افراد دارای هوش متوسط به گونه شگفت انگیزی پیشرفت می کنند، شاید بتوان آن را به هوش عاطفی بالای آنها نسبت داد.

پس  افرادی که از هوش عاطفی قوی برخوردارند، از نظر اجتماعی متعادل، شاد و سر زنده‌اند و هیچ گرایشی به ترس یا نگرانی ندارند و احساسات خود را به گونه مستقیم اظهار کرده و راجع به خود مثبت فکر می‌کنند. آنان ظرفیت چشمگیری برای تعهد، پذیرش مسئولیت و قبول چارچوب اخلاقی دارند و در ارتباط خود با دیگران بسیار دلسوز و با ملاحظه‌اند و از زندگی عاطفی غنی، سرشار و مناسبی برخوردارند. آنان همچنین با خود، بسیار راحت برخورد می‌کنند (دوستار، 1382).

 

2-7-7- اندازه گیری هوش هیجانی

اندازه گیری هوش هیجانی بسیار دشوار می باشد. بعضی روان شناسان تردید دارند که اصلاً بتوان آن را اندازه گرفت. با این حال بسیاری عقیده دارند که می توان آن را اندازه گیری نمود، اما آغاز بایستی بر موانع سه راه چیره گردید. بزرگترین مشکل این می باشد که راحت ترین روش برای اندازه گیری هوش هیجانی، یعنی مقیاس های خود سنجی، احتمالاً ضعیف ترین روش برای این کار باشد، مقیاس های خود سنجی ازفرد

 

1- Dulewicz & Higgs

می خواهند که درمورد توانایی ها، مهارت ها و رفتارهای خودش گزارش بدهد. مثلا، این مقیاس ها از فرد می پرسند که چقدر می تواند به گونه مؤثر هیجان های خود را بشناسد، آنها را درک کند و … .

این گونه آزمون ها به این واقعیت اعتماد می کنند که مردم می توانند خبرنگاران حقیقی باشند و با دقت و به درستی درمورد توانایی ها و مهارت هایی گزارش دهند، پس، در این روش مشکلاتی هست : مردم معمولاً تمایل دارند دستاورد های خود را بزرگ جلوه دهند و کاستی خود را کوچک بدانند، در نتیجه آزمون های خود سنجی، معمولاً تصویری بزرگنما ( متورم، باد کرده ) از مهارت ها یا توانایی های فرد ارائه می دهد. حتی زمانی که مردم در خود- سنجی صداقت کامل و شجاعانه از خود نشان می دهند، اغلب از آگاهی دقیقی برخوردار نیستند. یعنی، ممکن می باشد آنها حقیقت را پنهان نکنند، اما در بسیاری از موارد اصلاً نمی دانند حقیقت چیست. طبق این دو دلیل، مقیاس های خود سنجی هوش هیجانی، در حالی که ارزشمند هستند، نباید به تنهایی برای اندازه گیری آن به کار گرفته گردد. راه حل مناسب برای مقیاس خود- سنجی بهره گیری از آزمون های چند مرتبه ای می باشد.

در این روش چند نفر به سؤال ها پاسخ می گویند : به این ترتیب که نه تنها خود فرد به سؤال ها جواب می دهد، بلکه دوستان، همکاران و اعضای خانواده ی او نیز به آنها پاسخ می دهند و به این ترتیب نظر خود را درمورد ی اینکه آن فرد معمولاً چه عملکردی دارد نشان می دهند. پرسشنامه های چند رتبه ای دو امتیاز دارند. امتیاز اول اینکه، کمتر احتمال دارد دیگران حقیقت را پنهان کنند، در حالی که ممکن می باشد خود فرد، برای اینکه نمای خوبی از خود نشان دهد، بعضی حقایق را کتمان کند. امتیاز دوم اینکه دیگران از بیرون بهتر می توانند نگاه کنند و با دقت تخمین بزنند که آن فرد در تعاملات اجتماعی خود تا چه حد مهارت دارد. روش آخر این می باشد که، برای اندازه گیری هوش هیجانی از آزمون های عملی بهره گیری کنیم. آزمون های عملی از آزمودنی نمی خواهند درمورد رفتار عادی خود گزارش دهد، از دیگران نیز چنین چیزی را نمی خواهند در عوض، این آزمون ها معضلات عملی در اختیار این آزمودنی ها می گذارند و از آنها می خواهند که پاسخ را پیدا کنند. پس، این آزمون ها به جای آنکه از شما بخواهند درمورد ی اینکه تا چه حد در مهارت های هوش هیجانی خوب هستید گزارش بدهید، از شما می خواهند تا این مهارت ها را عملا نشان دهید. این آزمون ها در مقایسه با آزمون های خودسنجی و آزمون های چند رتبه ای زیاد آسیب پذیر نیستند اما ساختن آنها بسیار دشوار می باشد (مایر و سالووی، 1997).

 

سوالات یا اهداف این پایان نامه :

– اهداف پژوهش

1-5-1 اهداف کلی

شما می توانید مطالب مشابه این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید

هدف اصلی این پژوهش مطالعه ارتباط هوش عاطفی مدیران با فرهنگ سازمانی یادگیرنده در اداره کل پست استان آذربایجانشرقی می باشد.

1-5-2- اهداف فرعی

1-تعیین ارتباط خود آگاهی مدیران با فرهنگ سازمانی یادگیرنده در اداره کل پست استان آذربایجانشرقی.

2- تعیین ارتباط خود مدیریتی مدیران با فرهنگ سازمانی یاد گیرنده در اداره کل پست استان آذربایجانشرقی.

3- تعیین ارتباط آگاهی اجتماعی مدیران با فرهنگ سازمانی یاد گیرنده در اداره کل پست استان آذربایجانشرقی.

4- تعیین ارتباط مهارت های اجتماعی مدیران با فرهنگ سازمانی یادگیرنده در  اداره کل پست استان آذربایجانشرقی.