سایت دانلود پایان نامه های رشته مدیریت

عنوان کامل پایان نامه :

 مطالعه ارتباط هوش عاطفی مدیران با فرهنگ سازمانی یادگیرنده دراداره کل پست استان آذربایجان شرقی

قسمتی از متن پایان نامه :

اجزای هوش فرهنگی   

  براساس تقسیم بندی مرکز مطالعات هوش فرهنگی، هوش فرهنگی به چهار بخش استراتژی، انگیزه،

دانش و رفتار فرهنگی تقسیم می گردد( مرکز هوش فرهنگی2، 2005) .

شما می توانید مطالب مشابه این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید

1- دانش هوش فرهنگی: دانشی می باشد که بیانگر درک فرد از تشابهات و تفاوت های فرهنگی می باشد و دانش عمومی و نقشه های ذهنی و شناختی فرد از فرهنگ های دیگر را نشان می دهد. این جنبه مبتنی بر شناخت سیستم های اقتصادی و قانونی، هنجارهای موجود در تعاملات اجتماعی، عقاید مذهبی، ارزش های زیبایی شناختی و زبان فرهنگ های دیگر می باشد.

2- انگیزش هوش فرهنگی: اندازه تمایل فرد به تجربه کردن فرهنگ های دیگر و ارتباط با افراد مختلف در سایر فرهنگ ها را نشان می دهد. این انگیزه شامل ارزش درونی افراد برای تعاملات چند فرهنگی و اعتماد به نفسی می باشد که به فرد اجازه می دهد که در جایگاه های فرهنگی مختلف به صورتی اثر بخش اقدام کند.

 

Earley & Mosakowfski   1-

-Cultural Intelligence Center 2005  2

3- رفتار هوش فرهنگی:این امر قابلیت فرد را در سازگاری با رفتارهای کلامی و غیر کلامی که برای برخورد با فرهنگ های مختلف مناسب هستند را نشان می دهد. رفتار هوش فرهنگی مجموعه ای از پاسخ های رفتاری منطقی را که در جایگاه های مختلف به کار می آیند و متناسب با یک تعامل خاص با جایگاه ویژه از قابلیت اصلاح و تعدیل برخوردارند را شامل می گردد.

4- استراتژی هوش فرهنگی: بدین معناست که فرد چگونه تجربیات میان فرهنگی را درک می کند. این استراتژی بیانگر فرایند هایی می باشد که افراد برای کسب و درک دانستن فرهنگی به کار می برند. این امر زمانی اتفاق می افتد که افراد در مورد فرایند های فکری خود و دیگران قضاوت می کنند. استراتژی هوش فرهنگی شامل تدوین استراتژی بیش از برخورد میان فرهنگی، مطالعه مفروضات در حین برخورد و تعدیل نقشه های ذهنی در صورت متفاوت بودن تجارب واقعی از انتظارات پیشین می باشد. (ایرلی و پیترسون، 2004).

 

2-7- هوش عاطفی

مفهوم هوش عاطفی چیز جدیدی نیست بلکه بهره گیری از این اصطلاح در نوع خود جدید می باشد. شاید ارسطو اولین کسی باشد که به اهمیت احساسات در تعاملات انسانی توجه نمود. ارسطو  می گوید: عصبانی شدن آسان می باشد، همه می توانند عصبانی شوند، اما عصبانی شدن پیش روی شخص صحیح، به اندازه صحیح، در زمان صحیح، به دلیل صحیح و طریق صحیح آسان نیست ( گولمن، 1382).  در سال 1982 یک دانشجوی مقطع دکتری در رشته هنر در یکی از دانشگاه های آمریکا پایان نامه ای را به اتمام رساند که در آن از واژه هوش عاطفی بهره گیری شده بود. این چنین به نظر می رسد که این اولین بهره گیری علمی و آکادمیک از واژه هوش عاطفی می باشد. (خائف الهی و دوستار،1382).

 

در سال 1990سالووی و مایر با آگاهی از کارهای انجام شده در زمینه جنبه های غیر شناختی هوش، اصطلاح هوش عاطفی را به کار بردند. آنها اصطلاح هوش عاطفی را به عنوان شکلی از هوش اجتماعی1 که شامل توانایی در کنترل احساسات و عواطف خود و دیگران و توانایی فرق قائل شدن بین آنها و بهره گیری از اطلاعات به عنوان راهنمایی برای فکر و اقدام فرد به کار برند(چرنیس2 ، 2005).

این دو دانشمند اظهار داشتند که هوش عاطفی این امکان را برای ما فراهم می کند که به صورت خلاقانه تری بیاندیشیم و از عواطف و احساسات خود در حل مسائل و معضلات بهره گیری کنیم. این دو دانشمند با ادامه تحقیقات خود در زمینه اندازه گیری و سنجش هوش عاطفی اظهار داشتند که هوش عاطفی تا حدی با هوش عمومی همپوشانی دارد و شخصی که دارای هوش عاطفی باشد، بایستی چهار مهارت زیر را داشته باشد: 1- تشخیص عواطف3

2- بهره گیری از احساسات و عواطف4

3- فهم عواطف5

4- تنظیم و کنترل عواطف6 (چرنیس، 2005)

به جای کسانی که برای اولین بار اصطلاح هوش عاطفی را به کار بردند، دانیل گولمن کسی می باشد که

1-Social Intelligence

2- Cherniss

3- Identifying Emotions

4- Using Emotions

5- Understanding Emotions

6- Regulating Emotions

بیشتر از همه نامش با عنوان هوش عاطفی گره خورده می باشد (هین، 2004). وی که خبرنگار روزنامه نیویورک تایمز بود، رشته روانشناسی را در هاروارد1 به پایان رساند و مدتی نیز با مک کللند2 و دیگران کار نمود. گروه مک کللند می خواستند بدانند که چرا آزمون های هوش نمی تواندمشخص کند که افراد در زندگی خود موفق می شوند یا نه( چرنیس،2005). گولمن در سال 1995 کتابی تحت عنوان هوش عاطفی نشر نمود که این کتاب پرفروشترین کتاب سال گردید و تلویزیون آمریکا با مصاحبه های گسترده ای که با وی در زمینه هوش عاطفی داشت موجب معروف شدن وی در سطح جهان گردید . در صفحه بعد به فعالیت های روانشناسی از سال 1900میلادی تا کنون و نحوه پیدایش مفهوم هوش عاطفی  که به صورت جدول 2-5، آورده شده می باشد تصریح می کنیم:

 

سوالات یا اهداف این پایان نامه :

– اهداف پژوهش

1-5-1 اهداف کلی

هدف اصلی این پژوهش مطالعه ارتباط هوش عاطفی مدیران با فرهنگ سازمانی یادگیرنده در اداره کل پست استان آذربایجانشرقی می باشد.

1-5-2- اهداف فرعی

1-تعیین ارتباط خود آگاهی مدیران با فرهنگ سازمانی یادگیرنده در اداره کل پست استان آذربایجانشرقی.

2- تعیین ارتباط خود مدیریتی مدیران با فرهنگ سازمانی یاد گیرنده در اداره کل پست استان آذربایجانشرقی.

3- تعیین ارتباط آگاهی اجتماعی مدیران با فرهنگ سازمانی یاد گیرنده در اداره کل پست استان آذربایجانشرقی.

4- تعیین ارتباط مهارت های اجتماعی مدیران با فرهنگ سازمانی یادگیرنده در  اداره کل پست استان آذربایجانشرقی.